یاکریم

قبل از ماه رمضون مادر خانمی گفت برم براش نردبون بیارم تا بتونه پرده هارو بشوره ...

بعد از تموم شدن کارها ما نردبونو تو بالکن گذاشتیم. و فرداش دیدیم یه یاکریم سعی داره روی آن لونه بسازه ما هم از خدا خواسته نردبونو تکون ندادیم تا اون بنده خدا هم خونه دار بشه .

البته از روز اول که اومدیم تو این خونه قراره که من یه جا برای پرنده ها درست کنم تا اونا توش لونه کنن ولی اون بنده های خدا صبرشون از من کمتره.

در این مدت ما برای پهن کردن لباسهای فاطمه خانوم کمی به مشکل خوردیم ولی کبوتر خانم هم عزمشو جزم کرده بود و با یکی دو بار رفتن ما تو بالکن مشکلی نداشت.

کبوتر خانم بلافاصله بعد از ساختن منزل جدید وضع حمل کرد و خدا بهش دوتا تخم سفید قشنگ داد.درست روز اول ماه رمضون و ما اینو به فال نیک میگیریم. 

عکس تخمها رو در پست قبلی گذاشتم.

یه عکس دیگه هم هست که اونم مربوط به خونه پدر خانمیه که چند روز زودتر تخم گذاشت البته چهار تا که یکیش موقع بلند شدن کوبتر خانمی افتاد وشکست و ما جنین اونو که تشکیل شده بود دیدیم واز سه تای باقی مو نده عکس گرفتم.

دو روز پیش یکی از جوجه های سه قلو به دنیا اومد که امروز شنیدم اونم از لونه پرت شده و مرده البته من از اون بعد از تولدش عکس گرفتم .

مادر خانمی امروز خبر داد که یکی از جوجه ها هم در خانه ما به دنیا اومده و حسابی کوچولوه. خدا کنه این جوجه ها به سلامتی بزرگ بشن.

/ 1 نظر / 20 بازدید
سعید

با سلام خدمت شما وبلاگ زیبایی دارید. مطالب جذابی هم در آن قرار دادید. امیدوارم همیشه بلاگتون پر بیننده باشه به بلاگ من هم سر بزنید خوشحال میشم. در صورت تمایل شما میتوانیم تبادل لینک کنیم. شاد باشید